تبليغاتX
خبرهای داغ بدون سانسور سیاسی

خبرهای داغ بدون سانسور سیاسی

خبرهای داغ و سانسور نشده سیاسی ایران

پشت پرده جنگ روانی جدید روزنامه های زنجیره‌ای

گروه سياسي- «وزیر کشور: فعلاً هستم»، «صندلی های لرزان کابینه»، «طرح استیضاح وزرای جهاد و کشور همزمان با برکناری و استعفای برخی دیگر از وزرا مطرح شده است»، «متکی احضار شد»، «اعضای کمیسیون امنیت ملی به ابهام در نحوه دعوت از احمدی نژاد برای سفر به قطر اعتراض کردند»، «پایان کار ذوالقدر در وزارت کشور»، «بازگشت سه وزیر برکنار شده دولت»، «استعفای ذوالقدر در آستانه انتخابات»، «اعلام آمادگی بانک مرکزی برای مقابله با شرایط ویژه»، «وزیر آموزش و پرورش مستعفی شد».

 

نمونه های فوق، بخشی از دهها تیتر، خبر، مقاله و گزارش روزنامه های زنجیره ای است که طی چند روز اخیر بر صفحه اول این روزنامه ها نقش بسته است. اما سئوال اساسی این است که این جنگ روانی با چه قصد و هدفی طراحی و در حال اجراست؟

 

جابجایی و تغییر در هر دولتی امری طبیعی است و انعکاس آن هم می تواند در راستای اطلاع رسانی قابل قبول باشد. با این حال، سناریوی جدید جنگ روانی روزنامه های زنجیره ای بر این اساس تنظیم شده است که در کنار انعکاس اخبار جابجایی و تغییر در بدنه دولت با شیطنت ژورنالیستی، میدان را آماده دیده و با گمانه زنی و انتشار شایعاتی مبنی بر احتمال رخداد استعفاهای دیگر، بی ثباتی و عدم کارآمدی را القا کنند.

 

نکته مهم قابل توجه دیگر در این پروسه جنگ روانی، گمانه ها و تحلیل هایی است که درباره علل و عوامل این استعفاها مطرح می شود. در این راستا، بدنه دولت، ناهماهنگ و دارای نگرش های متضاد در نحوه تصمیم گیری و مواجهه با مشکلات و اتفاقات نمایانده می شوند. به بیان دیگر در جنگ روانی جدید، انتقادات و اعتراضها، نه از بیرون دولت به دولت اعلام می شود بلکه تلاش آن است، از زبان دولت علیه دولت انتقاد و اعتراض القا شود.

 

خروج تمرکز فضای رسانه ای کشور از موضوع پرونده جاسوسی هسته ای که ارتباطات نزدیک سیاسی، حزبی با برخی از روزنامه ها و سایت های خبری داشته و دارد و نوعی "دور کردن اذهان" از این اتهام انگاره دیگر در تدارک جنگ روانی جدید است.

 

همچنین طراحان این سناریو، به دنبال فرافکنی و دور کردن افکار عمومی و نخبگان سیاسی، از ناکارآمدی اصلاح طلبان در مجلس ششم و نوعی ترس از بازتولید تاریخی تنشها، ناآرامیها، عدم توجه به مطالبات ملی در حوزه معیشت و اقتصاد و ارتباطات پشت پرده با بیگانگان است.

 

بی شک یادآوری فضای پرتنش و ناکارآمد مجلس ششم و شورای شهر اول، خواب راحت را از چشم اصلاح طلبان می رباید و می بایست تلاش کنند به نحو ممکن نگذارند افکار عمومی آن روزها را در خاطر خود زنده نگه دارند.

 

تحت الشعاع قرار دادن اقدامات مثبت دولت نهم و مجلس هفتم نیز هدف نهایی پازل طراحی شده جنگ روانی روزنامه های زنجیره ای، برای تصاحب کرسیهای سبز مجلس هشتم است.

 

این در حالیست که گل زدنهای مکرر برخی افراد منتسب به اصولگرایان به دروازه خودی و بروز رفتارهای خالی از سعه صدر که این بار در قالب انتقاد از سیاست خارجی دولت نمود یافته است، پازل مذکور را آگاهانه یا ناآگاهانه تکمیل می کند.

 

با این حال، اطلاع رسانی صحیح، به موقع و هوشمندانه در قبال این جنگ روانی، بخش زیادی از این پروژه طراحی شده را خنثی خواهد کرد.

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 17:11  توسط علی رح  | 

چرا درياى خزر درياى قزوين!

دكتر محمد رجبي

 

چندى پيش در فضاى مطبوعات كشورمان پژواك نشست سران كشورهاى حاشيه درياى خزر طنين انداز شد. وقتى به شبكه هاى خبرى و مطبوعات كشورهاى عربى مى نگريم، همان بازتاب را منتها با نام «درياى قزوين» - بحر قزوين - مى يابيم.

 

در جرايد و شبكه هاى غيرعرب سراسر جهان نيز - از جمله آنها كه مربوط به كشورهاى مشترك المنافع (شوروى سابق) هستند - چنين انعكاسى را با عنوان «درياى كاسپين» ملاحظه مى كنيم. با آگاهى از اين كه نام قزوين تلفظ عربى - معرب - همان لفظ كاسپين است، به سهولت در مى يابيم كه در سراسر جهان كنونى - به استثناى ايران - كنفرانس مزبور را مربوط به «كشورهاى حاشيه درياى قزوين» دانسته اند؛ نه درياى خزر.

 

چرا آنها «درياى قزوين» مى گويند زيرا هم عرب ها و هم يونانى ها از ديرباز مشهورترين نام آن را كه منسوب به كاسپين ها بوده است، برگزيده اند و از طريق همان نوشته ها و ترجمه آنها چنين تسميه اى جهانگير شده است.

 

كاسپين ها چه كسانى بودند قومى ساكن ايران شمالى و مركزى كه قبل از آريايى ها در اين سرزمين فرهنگ و تمدن درخشانى پديد آوردند و حتى بيش از پانصد سال بر كشور متمدن بابل حكمرانى كردند. كاشى يا كاسى و با تلفظى ديگر، كاشيت و كاسيت نام ديگر اين قوم است كه اسامى شهرهاى كاشان، كاشمر و كشوين يا كژين يا قزوين كنونى و بسيارى از نام هاى شهر ها و روستا ها با تلفظ هايى مشابه يا متفاوت همچون كاشك در حومه سبزوار، كاشانك نزديك تهران، كاشگان در خرقان قزوين، كاشانتو جنب شهر صحنه كرمانشاهان، كاستان در جنوب غربى كاشمر، كاسمند در حومه آمل، كاسان در اطراف فومن، كاسكان هم در نزديكى بيرجند و هم در جوار كازرون، كاسوا در دستجرد حوالى قم، يادگارى از دوران حضور آنهاست. (۱) كاسپين نامى است كه مأخوذ از كاسيوم لاتينى است و چنانكه گفتيم در زبان هاى اروپايى و از آنجا در تمام جهان رايج شده است و تنها كشورهاى عربى مستثنى به شمار مى روند كه همان نام آشناى و قديمى قزوين را هنوز بكار مى برند.

 

هجوم اقوام آريايى كه طى دو نوبت به فاصله پانصد سال از يكديگر صورت گرفت، به حيات تاريخى و تمدنى كاسيت ها پايان داد. اما باقى ماندن اسامى جغرافيايى آنها و همچنين كاوش هايى كه حاكى از تأثيرپذيرى آريايى هاى سكونت يافته در ايران از فرهنگ و تمدن كاسى ها است، دلالت بر اين دارد كه ظاهراً نظير هر نوع مهاجرت سيل آساى تاريخى و حتى تهاجم ويرانگر دوران كهن، پس از مدتى جنگ و كشتار و غارت و ويرانى، ميان مهاجمان و بوميان نوعى همزيستى غالب و مغلوب برقرار شده و از آن آميختگى هاى نژادى و فرهنگى پديد آمده است. اين واقعيت تاريخى با موارد بسيارى در دوران هاى باستان، ميانه و حتى جديد تشابه دارد كه آخرين نمونه آن را مى توان در آمريكاى مركزى و جنوبى امروز در آميزش اروپائيان مهاجم و مهاجر و سرخپوستان بومى آن خطه ملاحظه كرد.

 

به هر حال، گستردگى جغرافيايى قوم كاسيت يا كاسپين ها چنان بود كه در سواحل شرقى و جنوبى و جنوب غربى بزرگترين درياچه جهان جاى گرفتند و نام خود را به آن بخشيدند. البته بعد ها نام هاى ديگرى نظير درياى خراسان، درياى مازندران، درياى جرجان، درياى طبرستان، درياى ديلم و درياى خزر هم به هنگام ذكر اوضاع و احوال جغرافيايى هر منطقه و متناسب با نام آن منطقه مورد اطلاق مى گرفت. مثلاً به هنگام بحث از منطقه خراسان، آن را واقع در شرق ساحل درياى خراسان مى خواندند و به همين ترتيب نيز در مورد مازندران و گرگان و ساير مناطق ساحلى آن عمل مى كردند. با اين همه، چه نزد مورخان و جغرافى دانان عرب و ايرانى و چه براى يونانيان و روميان قبل از اسلام و اروپائيان لاتينى نويس پس از اسلام و چه امروز در تمام محافل علمى و بين المللى گوناگون، نام درياى قزوين - درياى كاسپين - تنها نام بلامنازع بوده و هست.

 

اينك بايد بپرسم كه چرا ما نام درياى خزر را بر آن اطلاق مى كنيم مى دانيم كه خزر ها قومى ساكن ساحل جنوب غربى درياى قزوين بودند كه بعد ها تقريباً سراسر ضلع غربى آن را اشغال كردند. آنها به ظن قوى از اقوام بخش شرقى درياى مزبور بودند و در قرن دوم ميلادى به سمت جنوب يا شمال آن دريا كوچيده و در بخش مناسبتر و معتدلتر آن كه جنوب غربى بود، استقرار يافته بودند. مدت هاى مديدى با فرهنگ و زندگى شبانى و كوچى زندگى كردند، ولى رفته رفته متمكن و تثبيت شدند و منطقه اى را از جنوب غربى درياى قزوين تا جنوب ولگا به نام خويش موسوم نمودند. از آنجا كه هنوز خوى تمدن و شهر نشينى نيافته بودند، دين و آئين پيشرفته اى نداشته و اغلب به شمنيزم و آنيميسم و محتملاً ميترائيسم گرايش داشتند. آنها پس از تشكيل دولت و به هم زدن قدرت، بنا بر عللى كه چندان روشن نيست به آئين يهود درآمدند و طبق معمول يهوديان كه دين خود را به آئين نژادى تبديل كرده بودند، براى خود تبارنامه اى جعلى ساختند و مدعى گرديدند كه از تيره بنى اسرائيل هستند، همان گونه كه برخى از سياه پوستان اتيوپى - فلاشه ها - و بعضى سفيد پوستان اروپايى و رنگين پوستان خاورميانه كه يهودى هستند، همين داعيه را دارند. (۲)

 

برخى معتقدند كه خزر ها كمى قبل از آن به آئين مسيحيت درآمده بودند، ولى با تبليغات تجار يهودى كه به شمال و جنوب رفت و آمد داشتند، از آن دست كشيدند. به هر ترتيب، با وجود پذيرش كيش يهودى و درواقع «بنى اسرائيلى شدن» خزرها، خوى نامتمدن ايشان كاملاً زايل نگرديد و اشتغال اصلى دولت آنان، علاوه بر واسطه گرى و تجارت، غارتگرى و چپاول اقوام مجاور بود. جنگ هاى آنها با ايرانيان و خساراتى كه بر ساسانيان وارد ساختند، يكى از عوامل مؤثر تضعيف ارتش ايران در برابر حملات مستمر روم شرقى بود. خزر ها پس از وارد ساختن ضربات كارى بر سپاه منظم ساسانى مستقر در قفقاز، كه با شبيخون هاى پياپى و جنگ هاى چريكى با آنان صورت مى گرفت، صلاح خويش را در اتحاد با دشمن بزرگ ايران يعنى دولت روم دانستند. ساخلوى بزرگ ساسانى در «دربند» قفقاز كه بعد ها مسلمانان نيز آن را «باب الابواب» ناميده و پايدار نگاه داشتند، براى جلوگيرى از هجوم مستمر خزر ها تأسيس شده بود. با اين همه، در زمانى كه سپاه ايران ساسانى در عصر خسرو پرويز پيشروى برق آسايى در آسياى صغير نمود و متصرفات روم را يكى پس از ديگرى به چنگ آورد، هراكليوس -هرقل- امپراتور روم شرقى سركرده خزر ها را براى حمله به ايران ترغيب نمود. او نيز با ۴۰ هزار نفر سپاه خود به يارى ارتش شكست خورده روم آمد و هماهنگ با يكديگر، مشتركاً از شمال و غرب بر سپاه خسرو پرويز تاختند و آن را در هم شكسته، تا عمق سرزمين ايران به عقب راندند. خزر ها تا چندين ماه آذربايجان را نيز در اشغال داشتند و شهرهاى آن را به باد غارت داده و اسيران و غنائم فراوان بردند و خصوصاً به ويران ساختن آتشكده ها همت گماشتند. ولى هنگامى كه زمستان فرا رسيد و سپاه ايران نيز توانست خود را ترميم كند، خزر ها به سرزمين خود بازگشتند.

 

پس از آنكه تاريخ دوران اسلامى ايران آغاز شد، سپاهيان مشترك عرب و ايرانى بار ها با خزر ها درگير شدند. در سال ۷۱ هجرى قمرى سپاه محمد بن مروان كه از طرف عبدالملك خليفه اموى مأمور سركوب خزرها و دفع فتنه و آشوب آنها شده بود، مغلوب ايشان گرديد و خزرها ارمنستان را اشغال كردند. اما ۴۰ سال بعد، پسر همين فرمانده به نام مروان بن محمد نيروى اصلى خزر ها را نابود ساخت و پيمان صلح سركرده آنها را كه درخواست مسلمان شدن داشت، پذيرفت. در اين زمان بخشى از خزرها مسلمان و بخشى ديگر يهودى و عده اى هم تحت تأثير روم شرقى مسيحى بودند. اما اسلام آنها چندان نپاييد و با ارتباط بيشتر دولت روم شرقى با ايشان، كه بويژه با ازدواج دختر خاقان خزرها با كنستانتين پنجم وليعهد لئوى سوم امپراتور روم نزديكتر گرديد، مسيحيت به عنوان عنصر غالب فرهنگى خزرها شناخته شد. تاخت وتاز غارتگرانه خزرها تا قرن ها بعد نيز ادامه يافت و در زمان هارون الرشيد حتى تا منتهى اليه شرقى ايران يعنى ماوراءالنهر كشيده شد و مردمان بسيارى را از آرامش و امنيت محروم ساخت. با قدرت گرفتن اقوام اسلاو- طوايف مختلف روس- خزر ها خود را از هر سو در مخاطره يافتند، و بتدريج از صحنه تاريخ محو گرديدند.

 

حال، انتساب بزرگترين درياچه روى زمين به اين قوم نامهربان، آن هم توسط نويسندگان و مقامات رسمى كشورمان - كه بيشتر در عصر جديد ايران، از مشروطه تا امروز صورت گرفته است - چه وجهى مى تواند داشته باشد، بر نگارنده اين سطور روشن نيست. زيرا حتى اگر يك كشور ديگر نيز از چنين نامگذارى پيروى كرده بود، مى توانستيم دست كم تقليد را كه از ويژگى هاى بارز دوران جديد و معاصر ماست، علت اين امر بدانيم. ولى ظاهراً از نادر مواردى كه نوآورى داشته ايم، همين نامگذارى نبوغ آميز است كه بر خلاف رسم تمام جهانيان، نام آشنا و خودى «قزوين» را حذف كرده ايم و براى نشان دادن خردورزى عميق و مهرورزى و تساهل بيش از حد خود، نام دشمنانى را كه قرنهاست به تاريخ پيوسته اند، سخاوتمندانه بر روى اين درياى عظيم نهاده ايم، هر چند كه هيچ كشور ديگر دنيا هم آن را نپذيرد!

 

در زمان رضاخان پهلوى با توجه به اين كه وى از اهالى مازندران بود، در برخى از كتب درسى كوشش ناموفقى به عمل آمد تا نام «درياى مازندران» را جايگزين نام درياى خزر سازند، ولى در همان هنگام در اغلب نقشه هاى جغرافيايى و نوشته هاى روشنفكران و روزنامه نويسان، كماكان نام درياى خزر به كار برده مى شد و امروز نيز يگانه نام آن دريا، همين است. آيا مى توان چاره اى انديشيد و كارى كرد
شايد. و اگر بشود، مى توان آن را آغازى براى بازنگرى دقيق بسيارى از نكات خرد و كلان فرهنگى و تاريخى خود بدانيم و هوشيارانه تر به رويدادهاى پيرامون خويش، از گذشته و حال گرفته تا آينده نزديك و دور، بنگريم.

 

*چندى پيش دكتر محمد رجبى به دعوت سفارت پاكستان درمراسمى با عنوان «روز سياه كشمير» سخنرانى اى پيرامون «تاريخ كشمير و احتمال خويشاوندى آنها با ساير اقوام نزديك و دور» ارائه داد كه اين بحث حاوى نكاتى بود كه اكنون به صورت مقاله اى مجزا تقديم مى شود.

 

۱. به اعتقاد اينجانب بر خلاف فرضيه موجود كه خاستگاه و جايگاه كاسى ها را تنها به مركز ايران كنونى محدود مى كند، قلمرو گسترده اى به ايشان تعلق داشته كه از سيبرى و آسياى مركزى تا شمال هند و ماوراء النهر و خراسان بزرگ و سراسر ايران امروزى و حتى سرزمين هاى همسايگان غربى آن امتداد داشته است. شهرهاى كش در ازبكستان امروزى و كاشغر در تركستان چين و منطقه كشمير در پاكستان و هند و بسيارى نام هاى جغرافيايى دست نخورده و يا تغيير يافته ديگر در اين پهنه وسيع، حكايت از اين واقعيت دارند. اميد آنكه در اين زمينه تحقيقى را نگارنده اين سطور تقديم اهل نظر كند.

 

۲. اخيراً نيز عوامل اسرائيل كه در كردستان عراق با حمايت آمريكا فعال شده اند، براى مطيع ساختن كردها ، اين توهم را القا مى كنند كه كرد ها نيز از نسل بنى اسرائيل هستند و ارتباطى با ايرانيان و عرب ها و ترك ها ندارند ! جالبتر آنكه در ژاپن نيز همين دروغ پردازى را رواج داده اند و ژاپنى ها را همان قوم گمشده بنى اسرائيل معرفى كرده اند!!

 منبع:http://www.rajanews.com/News/?19860

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 17:6  توسط علی رح  | 

اولتیماتوم دانشجویان به قوه قضائیه

شنیده شده قاضی مرتضوی از اینکه دانشجویان عدالتخواه به او اولتیماتوم داده اند عصبانی گردیده است.

به گزارش خبرنگار سپهر، در حالی که ساعت از ۲۰ گذشته بود و بیش از ۸ ساعت نزدیک به هزار دانشجوی عدالتخواه در برابر ساختمان دادگستری تحصن کرده بودند، قاضی سعید مرتضوی به میان دانشجویان آمد و قول داد سخنان آنها را به رییس قوه قضائیه برساند.

وی همچنین در خصوص افشای نام زمین خواران وعده داد تا دو روز دیگر اقدام کند و گفت نتیجه نهایی پرونده موسویان تا ماه آینده اعلام خواهد گردید.

پس از پایان سخنان مرتضوی یکی از حضار با سوال اینکه آیا از سخنان وی قانع شدید با جواب منفی دانشجویان روبرو گردید اما با اینحال در ساعت ۲۱ دانشجویان به تحصن خود پایان دادند و اولتیماتوم دادند اگر تا پایان هفته نتیجه مطالبات آنها منتشر نگردد، اسنادی بر عایه تخلفات قوه قضائیه منتشر خواهند نمود.

گفتنی است مطالبات از قوه قضائیه توسط یکی از دانشجویان به مرتضوی تفهیم شد که با زبانی حقوقی بود و خود مرتضوی نیز با این سوال که آیا شما دانشجوی حقوق هستید بر قوت سوالات تاکید کرد.

مرتضوی پس از عدم اقناع دانشجویان از سخنانش از ناجا خواست آنها را متفرق کند و نیروی ضد شورش نیز برخی از آنها را مورد ضرب و شتم قرار داد.

این در حالی است که با دانشجویان کمونیستی که درب دانشگاه تهران را شکانده بودند از سوی ناجا هیچ برخورد فیزیکی صورت نگرفت.



منبع:http://www.sepehrnews.ir/?p,11268
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 17:3  توسط علی رح  | 

نگاهی مجدد به کارنامه موسویان

در حالیكه هفته گذشته نماینده تشكلهای دانشجویی دانشگاه علم و صنعت هشدار داد كه زمزمه‌ها‌یی درباره برخی اعمال نفوذها برای تطهیر پرونده جاسوس هسته ای به گوش می‌رسد، همزمان با این برنامه، حسین موسویان در جوار‌ها‌شمی رفسنجانی در همایشی با عنوان "اتحاد ملی" حضور یافت.
این مراسم در مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت برگزار شد كه موسویان پیش از بازداشت به اتهام امنیتی، معاونت پژوهشهای بین الملل آن را برعهده داشت. موسویان كه در 10 اردیبهشت سال جاری بازداشت شده بود، پس از بازداشتی 9 روزه با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی آزاد شد و مركز تحقیقات استرات‍ژیك در بیانیه ای با تصویر چهره ای قهرمان از وی، رسانه‌ها‌یی را كه پیگیر این پرونده امنیتی بودند، به جوسازی متهم كرد. این حضور او باعث طرح مجدد نام او در رسانه‌ها‌ی داخلی و خارجی گردید.


موسویان کیست؟

وی در سال 1336 در یك خانواده تاجر فرش در كاشان متولد شد. در سال 1355 به امید ادامه تحصیل راهی آمریكا شد، ولی با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و در جهادسازندگی كاشان،  وزرات ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی به كار مشغول شد. به دلیل تسلط به زبان انگلیسی، مدتی نیز مدیر مسئول روزنامه ی انگلیسی تهران نایمز بود. در سال 1364 به سمت مدیركل امور مالی مجلس منصوب شد و شاید از گذر همین ارتباط بود که وی به وزارت امور خارجه نقل مکان می‌کند. از زمانی فعالیت‌ها‌ی دیپلماتیکش شروع شد که به عنوان مدیر کل اروپای غربی در دستگاه وزارت خارجه ی علی اکبر ولایتی منصوب شد و سپس  به مسکو و برلین می‏رود. 
با تیره شدن روابط ایران و آلمان بر سر ماجرای میکونوس، دوران طولانی مدت سفارت موسویان نیز خاتمه می‏یابد و یک سال بعد، اخباری درباره یک سفر مشکوک به قبرس در رابطه با مذاکره با آمریکا به نمایندگی از سوی یک شخصیت سیاسی، با همراهی شخصیت‌ها‌یی همچون جواد ظریف انتشار می‏یابد.
پس از تفویض اختیارات پرونده ی هسته ای به حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امینت ملی، وی از جمعی از دیپلماتهای نزدیک به خود از جمله موسویان، ناصری و زمانی برای همکاری دعوت به عمل می‏آورد و از این پس موسویان که امروز به اتهام جاسوسی در روند محاکمه به سر می‏برد، در تمامی مذاکرات محرمانه مرتبط با پرونده ی هسته ای حضور داشته و در جریان جزئیات تام و زیر و بم این پرونده قرار می‏گیرد.
موسویان بیش و پیش از آنکه یک دیپلمات باشد یک تاجر تمام عیار بود. سفیر ایران در آلمان که با مدرک فوق دیپلم راهی دیار فرنگ شده بود، با مقتضیات تجارت دربزرگترین کشور صنعتی اروپا به سرعت آشنا شد. با حسین تابت بکتاش، که در ایران معمولا با هتل بزرگ داریوش شناخته و یک قلم از سرمایه نجومی وی در جزایر قناری خلاصه می‏شود، ارتباط برقرار کرد و زمینه فعالیت و سرمایه گذاری وی در ایران را نیز فراهم ساخت.
رشد سریع موسویان هر چند نشانه‌ای از جامعه‌ی باز در ایران هست، با این حال تا اندازه‌ای اعجاب‌انگیز است، خصوصا وقتی كه دانسته شود ایشان فاقد تحصیلات كافی و تخصصی در زمینه دیپلماسی می‌باشد. جالب این است كه موسویان مشاور سیاست خارجی كسانی بود كه بیشتر ادعای تدبیر و تعقل را داشتند و به تكنوكرات‌ها شهرت یافته بودند.
موسویان سفیر سابق ایران در آلمان (1369-1376) بخشی از خاطرات ماموریت 7 ساله خود در آلمان را در کتابی تحت عنوان "چالشهای روابط ایران و غرب؛ بررسی روابط ایران و آلمان" منتشر کرده است که‌ها‌شمی رفسنجانی در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است:  تحقیق حاضر که توسط جناب آقای دکتر سید حسین موسویان سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در آلمان متحد و دیپلمات برجسته به انجام رسیده...
روزنامه الشرق الاوسط درباره او نوشته است: وی روابط خود را نه فقط با‌ها‌شمی رفسنجانی بلكه با پسر او مهدی تقویت كند. این روزنامه که همزمان در کشورهای عربی و برخی کشورهای اروپایی و آمریکا منتشرمی شود، افزود: روابط نزدیك موسویان و پسر‌ها‌شمی رفسنجانی به حدی رسید كه رفسنجانی وی را مكلف كرد در یكی از سفرهای پنهانی پسرش به كشوری عربی، مهدی را همراهی كند كه در این سفر پایه‌ها‌ی روابط آینده راهبردی بین ایران و كشورهای عربی در دوره دوم ریاست جمهوری‌ها‌شمی رفسنجانی بنا نهاده شد.
از دوستان موسویان می‌توان به سیروس ناصری، جواد ظریف‌، محمدرضا امیرخیزی،‌ محمدتقی حسینی و محمدرضا البرزی(كه هم‌اكنون از طرف خاتمی به بهانه پیگیری امور طرح گفت‌وگوی تمدن‌ها در ژنو قرار دارد و گفته می‌شود در آن‌جا قامت گزیده و از بازگشت به ایران خودداری می‌كند) اشاره کرد.
او کتاب دیگری نیز دارد که توسط مرکز مطالعات مجمع منتشر گشته است به نام «مدیریت بحران»، او در بخشی از آن چنین نوشته است: ماموران آژانس طی دوره‌ای از بازدید‌ها از ایران،‌ متوجه شدند كه 5/0% از گاز هگزا فلوراید اورانیم از منابع ایران كم شده است. آن زمان مقامات ایرانی گفتند این نیم درصد بواسطه نشت از منبع، هدر رفته است. اما ناظران آژانس گفتند این گاز ماهیتی دارد كه در صورت بیرن آمدن از منبع، به سرعت به جامد تبدیل می‌شود. نكته اینجاست كه در این كتاب گفته شده، ما این 5/0% را برای آزمایش به سانتریفیوژها تزریق كردیم. این یعنی افشای اسرار امنیتی كشور از طریق یك مرجع رسمی. این یکی از علنی ترین مواردی است که از وی منتشر گردیده است.
همچنین موسویان پس از آزادی بار دیگر در محل کار خود در مرکز تحقیقات استراتژیک حاضر شد و نامه‌ها‌ را نیز با همان عنوان قبلی امضا می‌کرد. وزیر اطلاعات در جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس ضمن تأکید بر اینکه جرم سخنگوی سابق تیم هسته ای از نظر این وزارتخانه محرز است، افزوده بود این فرد از حضور در مرکز تحقیقات مجمع منع شده است.
 از سوی دیگر طی ماههای اخیر‌ها‌شمی رفسنجانی و حسن روحانی كه جداگانه درباره موسویان مورد سوال خبرنگاران قرار گرفتند، از اظهارنظر صریح خودداری كرده و روشن شدن نتیجه را به آینده موكول كردند. این در حالیست كه در آزادی همراه با قرار وثیقه موسویان برخی منابع از اعمال نفوذ نزدیكان وی خبر داده بودند و شنیده شده یکی از دلالان نزدیک به کارگزاران از طریق شرکت سرمایه گذاری ساختمان طی سالهای 82 و 83، تعداد 12 واحد از آپارتمانهای برج بین المللی تهران را بدون ارزیابی توسط کارشناسان رسمی دادگستری و مصوبه هیأت مدیره و برگزاری مزایده، به ارزش بسیار پایین تر از ارزش واقعی آن به افراد خاصی واگذار کرده است.  شنیده شده وثیقه او نیز توسط یک شرکت ساختمانی که او سهامدارش بوده است فراهم گردیده است.
حسین موسویان در حالی برای اولین بار پس از بازداشت به فاصله 2 صندلی از رفسنجانی در مقابل دوربین‌ها‌ و در یک همایش علنی قرار گرفت که پرونده اتهام امنیتی وی همچنان مفتوح است و رأی قطعی در این خصوص صادر نشده است. هفته نماینده یکی از تشکلهای دانشجویی دانشگاه علم و صنعت در دیدار با رئیس جمهور، ضمن تقدیر از ورود شجاعانه وزارت اطلاعات به پرونده جاسوس هسته ای، از برخی زمزمه‌ها‌ برای تطهیر و تبرئه متهم این پرونده ابراز نگرانی کرد و به رئیس جمهور هشدار داد که حق ندارید در مقابل خائنین به ملت عقب نشینی کنید.رئیس جمهور در پاسخ به این سوال خاطرنشان کرد: «در قضیه هسته ای آنجا که با آن گرفتاری در حال عبور از موانع بودیم، بخش عمده ای از موانع، همین موانع داخلی بودند. حالا ان شاءالله این ماهها بگذرد و در یک جمع دانشجویی، این مقطع تاریخی را که حساسترین مقطع تاریخی ماست، بیان کنیم. حوادثی گذشت که برای آینده عبرت است. از مسیرهای گوناگون طراحی کردند که ما را به سازش بکشانند. دستشان در دست بیگانه بود.»
 وی در بخش دیگری از اظهارات خود افزود: «تا جایی جلو رفتند که اطلاعات درون سیستم را به طور منظم به بیگانه در ملاقاتهای هفتگی می‌دادند. اینکه چه خبر است و تعابیری با این مضمون که چرا کوتاه می‌آیید و غلظت قطعنامه‌ها‌یتان کم است. پیاز داغش را زیاد کنید تا عقب نشینی کنند. برای همین فرد پرونده درست می‌شود، قاضی پرونده را تحت فشار سنگین قرار داده اند که تبرئه کند. البته ملت ایران اجازه نخواهند داد که با نفوذ سیاسی واقتصادی که دارند آنها را به عقب نشینی وادار کنند.
با مردم و خدا عهدی بستیم و نمی‏نشینیم نگاه کنیم اگر دست از فشارها بر ندارند و کسی هوس کند که کوتاه بیاید به ملت ایران  معرفی خواهد شد. در قضیه هسته ای ما بخاطر حساسیتهای آن مراقبت کردیم و فعلاً چیزی نگفته ایم.»
 به نظر می‌رسد قرار گرفتن موسویان در کنار رفسنجانی نوعی اعمال فشار غیرمستقیم پیش از صدور رأی دادگاه صالحه باشد.


http://www.sepehrnews.ir/?p,10306
منبع:
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:57  توسط علی رح  | 

پشت پرده انتخابات فدراسيون فوتبال!


 

پشت پرده انتخابات فدراسيون فوتبال!


 

انتخابات‌ روز پنجشنبه‌ مجمع‌ فدراسيون‌ فوتبال‌ از سوى‌ کميته‌ انتقالى‌ دوباره‌ به‌ تعويق‌ افتاد تا باز هم‌ سرنوشت‌ رئيس‌ آينده‌ فدراسيون‌ فوتبال، سرمربى‌ تيم‌ملى‌ و... در هاله‌اى‌ از ابهام‌ باقى‌ بماند.
در حالى‌ که‌ همه‌ شرايط‌ براى‌ برگزارى‌ انتخابات‌ مجمع‌ فدراسيون‌ فوتبال‌ مهيا شده‌ بود فيفا وAFC به‌ دليل‌ ابهام‌ در اساسنامه، اعضاى‌ کميته‌ انتقالى‌ را به‌ مالزى‌ فراخواند و از آنجايى‌ که‌ اين‌ نشست‌ فوق‌العاده‌ روز سه‌شنبه‌ در کوالالامپور برگزار مى‌شود مسئولان‌ کميته‌ انتقالي، مجمع‌ روز پنجشنبه‌ را لغو کردند.
اما در اين ميان نقش صفايى‌ فراهانى‌ و به وي‍ژه سخنان متناقض وي در خصوص‌ انتخابات‌ فوتبال‌ و اساسنامه بسيار حائز اهميت است، در حالى‌ که‌ صفايى‌ و خبيرى‌ بارها و بارها در مصاحبه‌هاى‌ خود صراحتاً‌ منعى‌ براى‌ حضور على‌آبادى‌ در انتخابات‌ قائل‌ نشده‌اند اما ديروز صفايى‌فراهانى‌ در گفتگو با خبرگزارى‌ها تصريح‌ کرد که‌ فيفا معتقد است‌ على‌آبادى‌ نمى‌تواند در انتخابات‌ شرکت‌ کند و پست‌ بگيرد. (ظاهراً‌ فيفا مخالف‌ حضور على‌آبادى‌ در انتخابات‌ فدراسيون‌ فوتبال‌ است)، واقعاً‌ معلوم‌ نيست‌ کدام‌ حرف‌ آقاى‌ فراهانى‌ را باور کنيم، مصاحبه‌هاى‌ رنگارنگ‌ ايشان‌ مبنى‌ بر عدم‌ مشکل‌ براى‌ حضور على‌آبادى‌ در انتخابات‌ يا اين‌که‌ فرمايش‌ ايشان‌ مبنى‌ بر مخالف‌ فيفا براى‌ حضور على‌آبادى‌ در انتخابات‌ مجمع!
دراين ميان شنيده شده كه برخي عناصر از داخل مشغول خط دهي به fifaو afc مي باشند شايد باورش سخت باشد اما اگر به گذشته برگرديم باور كنيم زماني كه محسن صفايى فراهانى به بهانه اينكه كسى به او اتهام دخالت در امر انتخابات را وارد نكند بار سفر مى بندد تا در شرق آسيا جايى مثل كوالالامپور يك توافقنامه خلاف مصالح ملى را به سرانجام برسانند تا شايد بتواند به مدت دو سال در طبقه پنجم فدراسيون در اتاق آقاى رييس روى صندلى چرخان بنشيند و ژست بگيرد!
همه برنامه ها به گونه اى چيده شده كه كسى از اين توافقنامه بويى نبرد. رييس كميته انتقالى به دفتر دوست گرمابه و گلستانش بن همام مى رود و به او مى گويد:« من دوست ندارم به اين زودى ها از فوتبال ايران كنار بروم!»
بن همام پيشنهاد كانديداتورى به وى مى دهد اما صفايى كه نقش رمانتيكى را به اجرا در آورده بود نمى توانست ثبت نام كند از اين رو يك نقشه عجيب را به مرد هزار چهره قطرى پيشنهاد مى كند.
ابطال انتخابات! بن همام زياد بدش نمى آيد با رييس كميته انتقالى وارد بازى شود.صفايى تمام و كمال بازى را براى او تعريف مى كند.
كار انتخابات شروع مى شود راى ها به صندوق انداخته مى شود و نتيجه رسما اعلام مى شود اما ماموريت نماينده اعزامى هنوز تمام نشده او انتخابات را باطل مى كند تا با حكم بن همام قطرى صفايى فراهانى بنا به تشخيص فيفا به مدت دو سال بر كرسى رياست فدراسيون تكيه زند.
«باورش سخت است اما حقيقت دارد. صفايى فراهانى كه اين روزها از سوى اطرافيانش به شدت تحت فشار است براى آنكه خود را به سران حزب متبوعش كه بارها از سوى مردم مورد بى مهرى قرار گرفته اند ثابت كند قول داده كه فدراسيون فوتبال را به عنوان يك ابزار انتخاباتى به هم گروهانش هديه كند.»
در ميان بهانه هم نامزدي علي آبادي و دخالت سياسيون در انتخابات  خواهد بود،در حالي كه در برخي كشورها برخي از سياسيون رياست فدراسيون فوتبال را برعهده دارند و هيچگاه مورد انتقاد فيفا قرار نگرفته اند.
اما براستي چگونه بن همام تن به همكاري با صفايي فراهاني داده است،استراتوس نام شرکتی چند ملیتی است ،که دونام آشنای ورزشی وسیاسی در مجموعه شرکای آن دیده می شود ،صفایی فراهانی که عضو هیأت رئیسه این شرکت نیز می‏باشد و بخشی از فعالیت‌ها‌ی اقتصادی خود در خارج از کشور را در حالی در این شرکت چند ملیتی دنبال می‏کند که بن همام نیز فعالیت اقتصادی خود را در این شرکت متمرکز کرده است.
گرچه هنوز منابع تأمین سرمایه گذاری صفایی فراهانی در این شرکت مشخص نشده است ولی گفته می‏شود معرفی صفایی فراهانی برای عضویت در کمیته فنی فیفا و نیز عضویت در کمیته‌ها‌ی AFC نیز در چارچوب همین ارتباطات ویژه صورت گرفته است. در واقع این شرکت چند ملیتی عامل پیوند صفایی فراهانی و بن همام است. دراین میان انتخاب صفایی فراهانی برای ریاست بر کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال نیز از همین ارتباطات ویژه وی با بن همام بیش از پیش ظهور و بروز پیدا می کند.
به همه این مسائل باید کمک 300 هزار دلاری صفایی فراهانی برای انتخاب بن همام به ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا در زمان ریاست وی بر فدراسیون فوتبال ایران را نیز اضافه کرد. یعنی امروز بن همام در حال جبران زحمات صفایی فراهانی در دستیابی وی به ریاست بر فوتبال آسیاست.
نکته دیگر اینکه گره خوردن فعالیت‌ها‌ی اقتصادی صفایی فراهانی به توجه ویژه احزاب همفکر وی به ورزش بویژه رشته فوتبال بیانگر تلاش دو حلقه ای این احزاب برای حضور در انتخابات آتی مجلس است. تأمین منابع مالی ونفوذ در لایه‌ها‌ی مختلف اجتماعی – ورزشی دو حلقه یاد شده هستند.

اما اعضاى‌ کميته‌ انتقالى‌ براى‌ شرکت‌ در نشست‌ ويژه‌ فيفا وAFC عازم‌ مالزى‌ مى‌شوند، هر 5 عضو اين‌ کميته‌ غفاري، خبيري، صفايي، هاشمى‌ و رغبتى‌ با مسئولان‌ فيفا دور يک‌ ميز مى‌نشينند تا در خصوص‌ رفع‌ ابهامات‌ اساسنامه‌ با يکديگر بحث‌ و گفت‌وگو کنند.
اما يكي از نزديكان علي آبادي در گفتگو با سپهر گفت:مهندس علي آبادي مصمم به حضور در عرصه انتخابات فدراسيون فوتبال مي باشد واين موضوع هم هيچ تضادي با اساسنامه فدراسيون ندارد.

http://www.sepehrnews.ir/?p,11052
منبع:

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:54  توسط علی رح  | 

مطالب قدیمی‌تر